نهضت عرفاني كه بهوسيلهٴ يان فان رويسبروك آغاز شد ــ كه خود او جنوبي، يعني فلاندري بود ــ بهصورت درخشاني در هلند شمالي شكوفا گرديد. ((آيين جديد)) در اسقفنشين اوترخت زاده شد. بنيانگذار آن گيرت گروته بيشتر به لاتيني نوشت، ولي به هلندي موعظه ميكرد. فرقهٴ برادران و خواهران زندگي مشترك توسط او در دونتر تأسيس شد، ولي اين سازمان تنها پس از مرگ او توسط شاگردش فلورانس رادوينس تكميل گرديد. با اينكه لاتيني زبان مراسم آييني آنان بود (همچنانكه بايد براي هر كاتوليكي ميبود)، هلندي زبان تهذيب و تربيت اخلاقيشان بهشمار ميرفت. شاهكار آن نوزايي مسيحي، يعني پيروي از مسيح در نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم تأليف شد؛ ولي بخشي از آن حاصل يادداشتهاي گيرت گروته بود. روح آن نوزايي از نظر زبان و همچنين جوهر هلندي بود. بهعلاوه يكي از برجستهترين برادران يعني گرارد زِربولت زوتفِني1 از ترجمهٴ
كتاب مقدس به زبان هلندي پشتيباني كرد. در هلند هم مانند جاهاي ديگر روحيهٴ جديد از زبان بومي نيرو ميگرفت و نياز داشت زبان بومي را به خوبي حفظ و منتقل كند (متي
17:9).
در هلند هم مانند جاهاي ديگر مخالفان بر تقدس زبان لاتيني و نامناسب و پيشپاافتادگي زبان بومي پاي ميفشردند، از نقطهٴ مساعدي كه در آن قرار داريم از فاصلهاي پانصدساله بهروشني ميبينيم كه مخالفت بيرحمانه با ترجمهٴ كتاب مقدس به زبانهاي محلي يكي از علتهاي نهضت اصلاح كليسا بود. گروته و زِربولت به مفهوم ويكليفي مصلح ديني نبودند، بلكه مبلغ بودند. آيا ميشود مردم را به زباني جز زبان خودشان تبليغ و هدايت كرد؟ گروته ميگفت، آيا كتاب مقدس خود به زبانهاي محلي زمان خودش نوشته نشده بود؟ آموزشهاي آنان بهوسيلهٴ يوهانس سِل با موفقيت دنبال شد و در اثر آن زوول بهصورت مركز اصلي زندگي مشترك درآمد؛ بايد يادآور شد توماس اَكِمپيس در زوول زندگي كرد و در همان جا از دنيا رفت.2 ولي سِل مايل بود نوزايي مسيحي را هرچه ممكن است انتشار دهد و كشيشان و معلمان هرچه بيشتري تربيت كند؛ از اينرو، شايد به زبان بينالمللي لاتيني بيش از زبان بومي هلندي اهميت ميداده است.
تنها نويسندهٴ مهم در فلاندر ژان دو ويرت بود كه معرف سنّت مايرلانت است. وي منظومههاي تعليمي براي شناساندن اصول خداشناسي، دين و اخلاق نوشت. اشارات طنزآلودش به ما كمك ميكند تا عادات و اخلاق آن زمان را نزد خود مجسم كنيم.
گرچه زبان هلندي در ميهن خود كاملاً استحكام يافته بود، ولي آن اعتبار بينالمللي فرانسه يا ايتاليايي را نداشت. با اينهمه، در خارج ناشناس نبود. مثلاً رسالهاي در باب گياهان طبي و